السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
287
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
3 . وجود فى نفسه لنفسه بغيره ، كه به آن وجود امكانى نيز گفته مىشود . همهء انواع جوهرى به استثناى جواهر منطبع در ماده از اين قبيلاند . 4 . وجود فى نفسه لنفسه بنفسه ، كه همان وجود واجب تبارك و تعالى است . در ميان اين چهار قسم ، تنها قسم اول است كه مورد اختلاف ميان حكيمان مسلمان مىباشد ، و بسيارى آن را انكار كردهاند . توضيحى دربارهء برخى از واژههاى مربوط به اين بخش در رابطه با اقسام چهارگانهء وجود ، واژههاى مختلفى به كار مىرود ، كه برخى از آنها به نحو اشتراك لفظى و يا به نحو تشكيك ، اطلاقات گوناگونى دارد ، و لذا لازم است توضيحى دربارهء برخى از آنها داده شود : الف . وجود مستقل : اين واژه به نحو تشكيك اطلاقات گوناگونى دارد ، گاهى بر خصوص وجود بنفسه ( قسم چهارم ) اطلاق مىگردد و گاهى مقصود از آن وجود لنفسه است ، خواه بنفسه باشد و خواه نباشد ، و در بعضى از موارد نيز مقصود از آن وجود فى نفسه است در برابر وجود فى غيره ، و در اين صورت شامل هر سه قسم اخير مىشود ، چنانكه در كلام حضرت علامه ملاحظه شد . ب . وجود نفسى : اين واژه گاهى در برابر وجود فى غيره به كار مىرود و مقصود از آن مجموع سه قسم اخير مىباشد ، و گاهى نيز به معناى وجود لنفسه ، در برابر وجود لغيره ، استعمال مىشود . و البته استعمال شايع آن در معناى دوم است . ج . وجود محمولى : اين واژه گاهى بر خصوص قسم دوم يعنى وجود رابطى اطلاق مىشود ، و گاهى در برابر قسم اول به كار مىرود و مقصود از آن تمام اقسام سهگانهء اخير مىباشد ، چنانكه در كلام حضرت علامه ملاحظه شد . د . وجود فى غيره : اين واژه اصطلاح براى وجود رابط است امّا گاهى در وجود رابطى نيز به كار مىرود و فى المثل گفته مىشود كه وجود اعراض فى غيره مىباشد ،